محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

197

آثار عجم ( فارسى )

اردشير بابكان ساخته شده ؛ العلم عند اللّه . نقشهء مذكورات را با رودخانه برداشتم در ورقهء به نمرهء 14 . [ 123 f ] [ قلعه دختر ] : از جمله آثار غريبهء سلاطين قديمه است . از نقشهاى سابق الذّكر تنگاب ، كه به مقدار فرسنگى مىگذرند ، اين قلعه نمايان است ؛ يعنى در طرف دست راست ، بر بالاى كوه ، اين بنيان نهاده شده ، سوار ممكن نيست كس بدانجا رود ؛ لهذا پياده شده ، به هزار گونه مشقّت و زحمت از كوه بالا رفته ، به آن قلعه رسيدم ؛ از ديدن آن ، عقلم حيران شد . عجايب عمارات و سراها بر بالاى كوه ساخته‌اند ! و از وضع بنّايى آن معلوم مىشود كه بناى آن در زمان بناى آتشكدهء مذكور در جلگهء فيروزآباد است و مىنمايد كه اين را نيز اردشير بابكان بنياد نهاده باشد و اينكه معروف به قلعه دختر گرديده ، از مستحدثات « 1 » است ؛ دهاقين و صحرانشينان و اهالى دهات ، از اين اسمها مىگذارند و پيشتر ، اين مطلب را در اين كتاب ذكر نمودم . وضع عمارات : طاق و رواق و ايوان آن ، مثل آتشكدهء مذكور در فيروزآباد است ؛ مگر فى الجمله مغايرتى دارد ؛ بعلاوه ، عمارت بسيار عظيمى هم در آنجاست كه مدوّر است ؛ مثل عماراتى كه در اين زمان ، كلاه فرنگى « 2 » مىنامند . در يكى از اطاقهاى آن چيزى بود مانند خاكستر يا آهك كه پوسيده باشد ؛ انبوه بر سر هم ريخته بود و هر گاه كسى ، پاى خود را بر آن نهد تا به سر ، غرق در آن خواهد شد . گمان نمودم كه اين گچ را به جهت مرمّت آنجا آورده ، زياد آمده در آن اطاق ريخته‌اند ، به مرور خاك گرديده . ديگر اينكه عمارتى در آنجاست ، مثل حمّام و تاريك بود ؛ فى الجمله در آنجا رفته قدرى كه چشم انس پيدا نمود ، خزينهء آبئى يافتم كه مملو از آب بود و ممرّ آن آب ، ظاهرا از پشت عمارت در كوه باشد كه از آب باران و غيره ، آن خزينه پر گردد و غرابت در اين است كه آن حمّام را از كوه بريده‌اند كه تمام يكپارچه سنگ است و در جنب آن ، جايى مانند جامه‌كن حمّام است و بسيار وسيع ؛ اينجا نيز اندك تاريكى دارد . ديگر اينكه در آن [ 124 f ] حوالى ، غارى است ؛ دهنش تنگ است ، ولى بسيار

--> ( 1 ) . به صيغهء مفعول ؛ پيش از اين مسطور گرديد كه به معنى نو درآمده است . ( 2 ) . اين لفظ در اين ايّام ، خيلى مستعمل است و استعمالش در عمارات گرد و مدوّر است و وجه شبه معلوم .